17 ماهگی
سلام جیگر مامان
می دونم دیر به دیر سایتت رو اپدیت می کنم شرمنده ولی واقعا وقت نمی کنم باور کن عروسک مامان.
خوب الان اومدم یک سری از شیرین کاریها و شیرین زبونیات رو بگم.اول از کجا شروع کنم؟؟!!!
- اول بگم که سوختگی پات داره خوب می شه ولی تا می خوایم به پات پماد بزنیم شروع می کنی به گریه که شلوارم رو زود زود پام کنین.می گم یک خورده هبذار هوا بخوره اصلا قبول نمی کنی می گی زود زود پام کن
- غذا خیلی کم می خوری (گوشت هم که بلکل نمی خوری )اگه دهنت گوشت باشه غذا رو می خوری گوشت رو می دی بیرون بعد از سوختگی پات 1 هفته مریض شدی(سرما خوردگی)درست 1 هفته لب به غذا نزدی دیگه زیر چشات گود افتاده بود الهی من قربونت برم که هوا که از کنارت رد میشه مریض میشی
.جدیدا هم افتادی تو خط شیر خوردن حسابی شیر می خوری .به بابا گفتم شیر پاستوریزه بگیر یواش یواش شیر خشک رو قطع کنیم.اصلا لب نمی زنی به شیر پاستوریزه.
- عاشق لیموشیرین هستی آبش رو می کشم میدم خودت با لیوان سر می کشی.مامان صورت یادت داده آب پر می کنی داخل لیوان به بهانه اینکه می خوای بخوری،بعد می بری می ریزی داخل گلدونها

- قشنگ مفهوم آره و نه رو می دونی.میگم درا غذا می خوری با سرت می گی نه میگم درا آب می خوای با سرت می گی آره.قربون اون سرت برم من که اصلا نمی زاری گیره بزنم من.
- قبلا یادم رفته بود بگم که تقریبا تو 13 ماهگی کلا پستونک رو گذاشتیم کنار .بعد هفته پیش رفته بودیم مهمونی اونجا یک نی نی کوچولو بود که پستونک داشت وایستاده بودی بالا سرش تا دیدی پستونکش افتاد زمین زود برداشتی گذاشتی دهنت من بخورمت فسقلی.

- تا اذان میگه و صدای اذان رو میشنوی می گی اذان جانماز مامان عزیزه رو میاری باز می کنی میگی بیا نماز بخون خودت هم اون پتوی مشهورت رو می کشی بالا سرت و نماز می خونی البته میگی(بی دی بی دی) مهر رو بوس می کنی
- از عروسکات به عنوان پله استفاده می کنی تا دستت به چیزی نمی رسی عروسکت رو میاری می زاری زیر پات و شی مورد نظر رو برمی داری .دختر باهوش خودمـــــــــــــــی
- به بچه های بزرگتر از خودت زور میگی ولی با کوچکتر از خودت راه میای بوس میکنی ناز میکنی

- عاشق مرغ و خروس و سگ هستی تا می ری روستای کوسج که آب بیاری و مرغ و خروس و سگها رو میبینی مگه میشه سوار ماشینت کرد .گریه می کنی که من سوار نمی شم
- آرایش می کنی حسابی و حرفه ای
- آقا جون همیشه تو جیبش برات گاگا داره تو هم یاد گرفتی تا از بیرون می اد دست می کنی تو جیبش که گاگات رو برداری .به آقا جون میگم یادت نده این کارا رو .آقا جون میگه از کس دیگه که نمی خواد فقط از من می خواد.یعنی آقا جون عاشقت.خیلی دوست داره.
- قشنگ کلمات رو میگی طوطی واری همه رو عین صدای خودشون تکرار می کنی.
مثلا به نبات می گی بابات
به دارو میگی دابا
جیش می گی ولی چون حموم خونمون یزگه نگه داشتم تا یک خورده هواها بهتر بشه تا جیش کردن واقعی رو یاد بگیری.جیگرمــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
حالا هم نوبت نوبته عکسها هستش.


اولین لاک زدن درا خان به اون دست و پاهای سفید و خوشگلش


آرایش کردن کوچولو




درا و اداهاش



درا و پتوی معروفش


درا و بابایی در روستا و فکر درا پیش جوجوها
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


17 ماهگی 

